نسرین تنها |
|
نسرين جان دوستت دارم سلام دوستان عزيز من عليرضا يا همون داداش علي هستم اميدوارم كه از اين پستم خوشتون بياد باور کن که دوستت دارم اااي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم.... نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 13:42 |+|
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 11:13 |+|
سلام دوستان خوبم دلم براتون خیلی تنگ شده بود اما منو ببخشید که نمی تونم بهتون سر بزنم آخه موقعیت کارم خیلی تغییر کرده و دیگه امکان دسترسی به اینترنت ندارم دلم خوش بود که داداش علی این وبلاگ را اداره میکنه اما میبینم که ایشون هم اصلا تغییری نداده .اشکال نداره هر وقت خودم تونستم میام و به روز میشم خیلی دوستتون دارم همتون را راستش دلم برای منصور عزیزم همینطور مهناز خوبم مرضیه*رضا*برای همتون دل تنگم نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:46 |+|
سخت ترین دیدار...........
سلام دوستان امروز من به جای آبجی جونم آپ می کنم . من نویسنده دوم این وبلاگ هستم امیدوارم از اولین شعری که اینجا می زارم خوشتون بیاد . این شعرو به آبجی گلم تقدیم می کنم . سخت ترین دیدار.... دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری .......بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ........ به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری اما ببینی چشماش داد می زنه که دلش ماله یکی دیگس .... تمام روزهایی که تنها بودی روبا خیالش حرف زدی اما الان که می بینیش حرفی نداری..... درست مثل روزه اول کرو کور و لال شدی با د ستایی که یخ کرده ...... تنها اشک بی وقفه چشاته که یادت می یاره روبروی آدمی ایستادی که همه زندیگیت رو به یه نگاهش هدیه داده بودی اما الان تو نگاهش یکی دیگه پیداست و تو خیلی وقته براش غریبه ای...... بازم قلبت تند تند میزنه .............. اندازی و تن یخ زده تو دنبال پاهات می کشی و این آخر ماجراست .....
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 23:16 |+|
در گورستانی متروک ... نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 9:57 |+|
روز 27 فروردین زوز سیاه یعنی باید باور کنم دیگه نیستی ، یعنی باید باور کنم ؟ مگه منو دوسم نداری که اینجوری میزاری میری بیخیال ما میشی یعنی باید باور کنم دیگه نیستی ، یعنی باید باور کنم ؟ مگه منو دوسم نداری که اینجوری میزاری میری بیخیال ما میشی
ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست مصطفی من میمیرم بدون تو نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 9:53 |+|
مناجات
الهی ای داننده هر چيز و سازنده هر کار و دارنده هر کس ، نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نيازی ، کار به حکمت می اندازی و به لطف ميسازی ، نه بيداد است و نه بازی .
بار خدايا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی و نه کس را بر تو فرمايشی ، سزا ها همه تو ساختی و نوا ها همه تو ساختی ، نه از کس بتو و نه از تو به کس ، همه از تو بتو ، همه توئی و بس ، خلايق فانی و حق يکتا به خود باقی است.
نام تو شنيد بنده دل داد بتو چون ديد رخ تو دل داد بتو
الهی به عنايت هدايت دادی و به معونتها بذر خدمت رويانيدی و به پيغام آب پذيرش دادی ، به نظر خويش ميوه محبت وارسانيدی اکنون سزد که سموم مکر از آن باز داری و بنائی که خود ساخته ای به گناه ما خراب نکنی .
خدايا تو ضعيفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی و وجدان را گواهی ، چه باشد که افزائی و نکاهی.
روضه روح من رضای تو باد قبله گاهم در سرای تو باد
سرمه ديده جهان بينم تا بود گرد خاک پای تو باد
گر همه رای تو فنای من است
کار من بر مراد رای تو باد
شد دلم ذره وار در هوست دلم اين ذره در هوای تو باد
الهی تو آنی که از احاطت اوهام بيرونی و از ادراک عقول مصئونی ، نه مدرک عيونی ، کار ساز هر مفتونی و شاد ساز هر محزونی در حکم بی چرا و در ذات بی چند و در صفات بی چونی .
تو لاله سرخ و لولو مکنونی من مجنونم تو ليلی مجنونی
تو مشتريان با بضاعت داری با مشتريان بی بضاعت چونی
الهی نصيب اين بيچاره از اين کار همه درد است ، مبارک باد که مرا اينهمه درد در خور است ، بيچاره آن کس که از اين درد فرد است حقا که هر کس بدين دردننازد نا جوانمرد است .
من گريه به خنده در همی پيوندم
پنهان گريم به آشکارا خندم
ايدوست گمان مبر که من خرسندم
آگاه نه ای که چون نيازمندم نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 9:51 |+|
سلام دوستان من هم به نوبه خودم فرارسیدن سال۱۳۸۶ را بهتون تبریک میگم و امیدوارم سالی توام با سلامتی و سعادت براتون باشه نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 15:13 |+|
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 12:22 |+|
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 10:13 |+|
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 18:4 |+|
سلام دوستان قبل از هرچیز میخواستم ازتون تشکر کنم و همینطور فرارسیدن ابام عاشورا را به همه شما تسلیت میگم امیدوارم که شایستگی این را داشته باشم که از این به بعد با شما بمونم من بنا به دلایلی ناخواسته از وبلاگم کناره گرفتم اما حالا اومدم که جبران این مدت که نبودم را بکنم باز هم دوستتون دارم نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 8:59 |+|
سلام عزیزان من راستش من دیگه آپ نمیکنم اما میخوام از همه دوستهای خوبی که منو تحمل کردن و همیشه همراهم بودن یه تشکر توپ داشته باشم همتون واسم خیلی عزیز هستین اما مجبورم برم و با خاطره های شما زندگی کنم خداحافظ هرچند که خیلی سخته نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 14:57 |+|
شب یلداشبی زیباتر از گل شبی که قطره میگردد در آن مل شبی تاریک اما پرهیاهو دراین شب غصه وغم هست بی بو شب یلدا شب دیدار و بودن شب آرامش وبیدار بودن شب یلدا عزیزو شاعرانه شب اهل دل وپیوند دانه شبی زیباتراز این شب ندیدم در این شب قصه ها را من شنیدم پدر میخواندبهرم شاهنامه صدای باد میشد چون ترانه شب یلدا شب شعروسرودن شبی که میشود با غم نبودن نوشت نسرین شعری را بنامش سخن گوهر شود ، عالی کلامش نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 11:45 |+|
از عشق مگو...
دوستان عزیزم سلام من لازم میدونم که از همه عزیزانی که منو یاری میکنند و با نظرات زیباشون باعث میشن پشتم به این کار گرم بشه تشکر کنم امیدوارم که لیاقت این همه محبت را داشته باشم و بتونم گوشه ای مهرتان را جبران کنم همتون را دوست دارم نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 9:54 |+|
من میگم که مشکی رنگ ماتمه واسه شادی خیلی زشتو مبهمه رنگ مشکی آخرین رنگ خداست واسه غم های دلم یه مرهمه صادقی گفته که مشکی رنگ شادیه اما من میگم که مشکی غصه یه آدمه مشکی رنگیه که من پوشیدم تو عزای عزیزم واسه من مشکی مثل گریه های دم به دمه من میگم مشکی تکه اصلا دورنگی نداره اما عاشقی هزار رنگه که هررنگ اونم پراز غمه رنگ نسرین سبزه که پر از صداقته رنگی که علامت شکفتنه یا بودنه (شعر از خودم تقدیم به دوستداران) نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 11:57 |+|
خواستم زندگی کنم،گفتندهمه اش غم است* خواسنم به پرستش روی آورم،گفتند خلاف است* خواستم به عشق روی آورم ،گفتند گناه است* گریه کردم ،گفتندبچه است* خنده کردم،گفتنددیوانه است* حالا که چیزی نمی گویم* میگویند ،اسیر عشق شده* خدایا خودت بگو من چه کنم؟ نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 9:58 |+|
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 12:18 |+|
نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 10:31 |+|
اکنون که دیگر می روم یک لحظه ای بر من نگر بر دیده ام*بر روی من*بر این قد و بالا نگر نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 7:13 |+|
|
|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد |
|
|