تبليغاتX
نسرین تنها
نسرین تنها

نسرين جان دوستت دارم

سلام دوستان عزيز من عليرضا يا همون داداش علي هستم اميدوارم كه از اين پستم خوشتون بياد

باور کن که دوستت دارم
اي تنها بهانه براي زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دارم ....


اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم....

اااي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم....


اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم....


اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم....


دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني .....


عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو مجنون اين دل ديوانه اي....


به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ......


دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم ....


اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم مي گويم!


باور کني ، باور نکني يک کلام! دوستت دارم........



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 13:42

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

sarbnadar-boy.coo.ir



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 11:13

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

 

 سلام دوستان خوبم

دلم براتون خیلی تنگ شده بود اما منو ببخشید

که نمی تونم بهتون سر بزنم آخه موقعیت کارم

خیلی تغییر کرده و دیگه امکان دسترسی به اینترنت

ندارم دلم خوش بود که داداش علی این وبلاگ را اداره

میکنه اما میبینم که ایشون هم اصلا تغییری

نداده .اشکال نداره هر وقت خودم تونستم میام

و به روز میشم

خیلی دوستتون دارم همتون را

راستش دلم برای منصور عزیزم همینطور مهناز خوبم

مرضیه*رضا*برای همتون دل تنگم



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:46

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

سخت ترین دیدار...........

سلام دوستان

امروز من به جای آبجی جونم آپ می کنم . من نویسنده دوم این وبلاگ هستم امیدوارم از اولین شعری که اینجا می زارم خوشتون بیاد . این شعرو به آبجی گلم تقدیم می کنم .

سخت ترین دیدار....

 دیدار  اونی که به جای  همه عشقی که  بهش دادی  یه قلب  زخمی

 برات  یادگار بذاره  و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم

 دوستش داری .......بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو

گوشش فریاد کنی اما  حتی نتونی ........ به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش

 هنوزم  با همه قلبت دوستش داری اما  ببینی چشماش  داد می زنه که  دلش ماله یکی

دیگس .... تمام روزهایی که تنها بودی روبا خیالش حرف  زدی   اما الان  که می بینیش  حرفی

 نداری..... درست مثل روزه اول کرو کور و لال شدی  با  د ستایی که یخ کرده ...... تنها  اشک

 بی وقفه چشاته که یادت می یاره روبروی آدمی ایستادی  که همه زندیگیت رو به یه نگاهش

 هدیه داده بودی اما الان  تو نگاهش یکی دیگه پیداست و تو خیلی  وقته براش غریبه ای...... بازم قلبت تند تند میزنه   ..............
آروم آرو م نگاه عاشق و بارونی تو واسه آخرین بار  به چشماش میدوزی سر تو پایین می

 اندازی و تن یخ زده تو  دنبال پاهات می کشی  و این آخر ماجراست .....



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 23:16

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

در گورستانی متروک ...
که دیگر هرگز ...
مرده ای در آن دفن نمی شود ...
زنده ها ...
با قدمهایی رنگین از علف ...
به روی تپه می آیند تا ...
نوشته های روی سنگهای قبر را بخوانند ...
گورستان هنوز زنده ها را به سوی خود می کشد ...
اما دیگر هرگز مرده ای به آنجا نمی آید ...
و این اشعار همه جا به چشم می خورد :

آنهایی که امروز ...
زنده به اینجا می آیند ...
تا سنگها را بخوانند و باز گردند ...
فردا مرده خواهند آمد ...
تا بمانند ...

سنگ قبرها ...
که اینچنین با یقین از مرگ سخن می گویند ...
همیشه در حیرت اند ...
که چرا دیگر هرگز ...
مرده ای از راه نمی رسد ...
و پرهیز و امتناع مردم از مردن برای چیست ؟

آسان میتوان شوخ طبعی کرد ...
و به سنگها گفت :
مردم از مردن بیزارند ...
و دیگر هرگز نمی میرند ...

به گمانم آنها این دروغ را باور می کنند ...
سنگهای قبر ...
در گورستانی متروک ...
که دیگر هرگز مرده ای در آن دفن نمی شود

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 9:57

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

روز 27 فروردین زوز سیاه

یعنی باید باور کنم دیگه نیستی ، یعنی باید باور کنم ؟
چه جوری می تونـم اون همه خاطـراتتو یک شبه پرپر کنم
یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو میمیرم
میدونم محاله ، بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر کنم

مگه منو دوسم نداری که اینجوری میزاری میری بیخیال ما میشی
مگه فکر کردی من بازیچه ام که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری ؟
آخ چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم
بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم

 یعنی باید باور کنم دیگه نیستی  ، یعنی باید باور کنم ؟
چه جوری می تونـم اون همه خاطـراتتو یک شبه پرپر کنم
یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو میمیرم
میدونم محاله ، بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر کنم

مگه منو دوسم نداری که اینجوری میزاری میری بیخیال ما میشی
مگه فکر کردی من بازیچه ام که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری ؟
آخ چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم
بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم

 

 

مرگ

ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست
از سر اين بام
اين صحرا
اين دريا
پر خواهم زد
خواهم مرد...

 

مصطفی من میمیرم بدون تو

 


 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 9:53

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

مناجات

 

الهی ای داننده هر چيز و سازنده هر کار و دارنده هر کس ، نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نيازی ، کار به حکمت می اندازی و به لطف ميسازی ، نه بيداد است و نه بازی .

 

بار خدايا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی و نه کس را بر تو فرمايشی ، سزا ها همه تو ساختی و نوا ها همه تو ساختی ، نه از کس بتو و نه از تو به کس ، همه از تو بتو ، همه توئی و بس ، خلايق فانی و حق يکتا به خود باقی است.

 

نام تو شنيد بنده دل داد بتو چون ديد رخ تو دل داد بتو

 

الهی به عنايت هدايت دادی و به معونتها بذر خدمت رويانيدی و به پيغام آب پذيرش دادی ، به نظر خويش ميوه محبت وارسانيدی اکنون سزد که سموم مکر از آن باز داری و بنائی که خود ساخته ای به گناه ما خراب نکنی .

 

خدايا تو ضعيفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی و وجدان را گواهی ، چه باشد که افزائی و نکاهی.

 

روضه روح من رضای تو باد قبله گاهم در سرای تو باد

 

سرمه ديده جهان بينم تا بود گرد خاک پای تو باد

 

گر همه رای تو فنای من است

 

کار من بر مراد رای تو باد

 

شد دلم ذره وار در هوست دلم اين ذره در هوای تو باد

 

الهی تو آنی که از احاطت اوهام بيرونی و از ادراک عقول مصئونی ، نه مدرک عيونی ، کار ساز هر مفتونی و شاد ساز هر محزونی در حکم بی چرا و در ذات بی چند و در صفات بی چونی .

 

تو لاله سرخ و لولو مکنونی من مجنونم تو ليلی مجنونی

 

تو مشتريان با بضاعت داری با مشتريان بی بضاعت چونی

 

الهی نصيب اين بيچاره از اين کار همه درد است ، مبارک باد که مرا اينهمه درد در خور است ، بيچاره آن کس که از اين درد فرد است حقا که هر کس بدين دردننازد نا جوانمرد است .

 

من گريه به خنده در همی پيوندم

 

پنهان گريم به آشکارا خندم

 

ايدوست گمان مبر که من خرسندم

 

آگاه نه ای که چون نيازمندم

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 9:51

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

سلام دوستان

من هم به نوبه خودم فرارسیدن سال۱۳۸۶

را بهتون تبریک میگم و امیدوارم سالی توام

با سلامتی و سعادت براتون باشه

 

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 15:13

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 12:22

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 10:13

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 18:4

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

سلام دوستان

قبل از هرچیز میخواستم ازتون تشکر کنم

و همینطور فرارسیدن ابام عاشورا را به همه شما تسلیت میگم

امیدوارم که شایستگی این را داشته باشم که از این به بعد

با شما بمونم

من بنا به دلایلی ناخواسته از وبلاگم کناره گرفتم اما حالا اومدم که

جبران این مدت که نبودم را بکنم

باز هم دوستتون دارم



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 8:59

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

سلام عزیزان من

راستش من دیگه آپ نمیکنم

اما میخوام از همه  دوستهای خوبی

که منو تحمل کردن و همیشه همراهم بودن

یه تشکر توپ داشته باشم

همتون واسم خیلی عزیز هستین

اما مجبورم برم و با خاطره های شما زندگی کنم

خداحافظ هرچند که خیلی سخته



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 14:57

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

شب یلداشبی زیباتر از گل

شبی که قطره میگردد در آن مل

شبی تاریک اما پرهیاهو

دراین شب غصه وغم هست بی بو

شب یلدا شب دیدار و بودن

شب آرامش وبیدار بودن

شب یلدا عزیزو شاعرانه

شب اهل دل وپیوند دانه

شبی زیباتراز این شب ندیدم

در این شب قصه ها را من شنیدم

پدر میخواندبهرم شاهنامه

صدای باد میشد چون ترانه

شب یلدا شب شعروسرودن

شبی که میشود با غم نبودن

نوشت نسرین شعری را بنامش

سخن گوهر شود ، عالی کلامش

 

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 11:45

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

از عشق مگو...

دوستان عزیزم سلام

من لازم میدونم که از همه عزیزانی که منو

یاری میکنند و با نظرات زیباشون باعث میشن

پشتم به این کار گرم بشه تشکر کنم

امیدوارم که لیاقت این همه محبت را داشته

باشم و بتونم گوشه ای مهرتان را جبران کنم

همتون را دوست دارم



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 9:54

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

من میگم که مشکی رنگ ماتمه

واسه شادی خیلی زشتو مبهمه

رنگ مشکی آخرین رنگ خداست

واسه غم های دلم یه مرهمه

صادقی گفته که مشکی رنگ شادیه

اما من میگم که مشکی غصه یه آدمه

مشکی رنگیه که  من پوشیدم تو عزای عزیزم

واسه من مشکی مثل گریه های دم به دمه

من میگم مشکی تکه اصلا دورنگی نداره

اما عاشقی هزار رنگه که هررنگ اونم پراز غمه

رنگ نسرین سبزه که پر از صداقته

رنگی که علامت شکفتنه یا بودنه

    (شعر از خودم تقدیم به دوستداران)

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 11:57

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

خواستم زندگی کنم،گفتندهمه اش غم است*

خواسنم به پرستش روی آورم،گفتند خلاف است*

خواستم به عشق روی آورم ،گفتند گناه  است*

گریه کردم ،گفتندبچه است*

خنده کردم،گفتنددیوانه است*

حالا که چیزی نمی گویم*

میگویند ،اسیر عشق شده*

خدایا خودت بگو من چه کنم؟



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 9:58

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 12:18

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

 



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 10:31

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

اکنون که دیگر می روم یک لحظه ای بر من نگر

بر دیده ام*بر روی من*بر این قد و بالا نگر



نوشته شده توسط نسرین و داداش علی تاريخ دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 7:13

|+|

http://nasrinetanha.blogfa.com

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












http://elga2r.blogfa.com